داود بن محمود القيصري
75
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
از قدما آشنا هستند درصدد اقامه برهان بر مدعاى خود برآمدهاند و يكى از براهين آنها را قيصرى در اين رساله تقرير نمود و ملاحظه شد كه به كلى افراد را از وجود نفى كرد و كثرت را بالعرض دانست و از آن بشئون إلهية كه همان كثرت ناشى از تجلى وجود واحد باشد تعبير نمود . بايد به اين مطلب توجه داشت كه أرباب عرفان حقيقت ممكن را صورت معلوميت ذات حق باعتبار تلبّس اين ذات بشئون و صفات مىدانند كه باعتبار غيب ذات اين صور با أسماء منشأ تعين آنها ، عين ذات و مستجن در غيبت ذاتند . معناى اين گفته آنست كه حق اگر چه واحد بالذاتست ولى بحسب أسماء و شؤون أسمائي متكثر مىشود . و چون رابط بين خلق و حق أسماء الهيهاند ، اين أسماء در مقام مظهريت نسبت بذات و تجلى ذات در كسوت أسماء داراى صورت و مظهرند و مظهر أسماء در مقام علم ، صور خلقية و أعيان ثابتهاند كه به اعتباري انحاء تعقلات ذاتاند . حق در مقام شهود ذات كليه كثرات أسمائي و اعيانى را بعلم واحد شهود مىنمايد و اين شهود واحد در مقام احديت منشأ شهود كليه كثراتست و اين كثرات در مرتبهء أول أسماء الهيهاند و در مرتبهء ثانى صور أسماء . بناء على ما حققناه ، علم حق بحقايق امكانيه عين علم أو به شؤون ذاتية اوست ، و از علم حق بذات خود كه عين علم به شؤون كليه و جزئيه اوست به « تجلّى لذاته بذاته » تعبير نمودهاند .